معنی استیرلینگ

معنی استیرلینگ

6 بازدید
[ اِ ] (اِخ) (کنتی...) استیرلینگ شایر. سرزمینی است در وسط اسکاتلند و از سمت شمال به پرتشایر و از سوی شمال شرقی به کلاکمانان شایر و خلیج فرث از جانب جنوب شرقی به لین لیث گوشیر از جهت جنوب به لانارک و قسمت مجزای دمبارتون شایر محدود است. مساحت سطح آن ۲۸۸۸۴۲ آکر یعنی ۴۵۱۳ میل مربع است. رودخانه های عمدهٔ آن عبارت است از نهر فرث که پیچ و خمهای آن حدود شمالی کشور را تشکیل میدهد و نهرهای شایان ذکر دیگر عبارتند از نهر کارون که از تپه های کمپسی آغاز و اکثر بسوی مشرق روان است و در مسافت ۲۵ میلی به فورث گرنجموث وارد می شود. دیگر نهر اندریک که از تپه های فینترای بنای جریان را گذارده اوّل بسوی مشرق، و بعد بجانب جنوب، و بالاخره با یک جریان مارپیچی بطرف مغرب جاری میشود و پس از قطع مسافت ۳۱ میل وارد دریاچهٔ لمند می شود. دیگر نهر کلوین که از کیلسیث سرچشمه گرفته بعد از طی ۲۲ میل در طرف جنوب غربی وارد کلاید واقع در جوار گلاسکو می گردد. در سال ۱۸۹۱ م. نفوس این سرزمین به ۱۱۸۰۲۱ تن بالغ میشد. در سنهٔ ۱۹۰۱ م. به ۱۴۲۲۹۱ تن رسید یعنی ۳۱۵ تن در هر میل مربع. در سال ۱۹۰۱ م. فقط ده تن بزبان گئلیک و ۲۰۱۴ تن بزبان گئلیک و انگلیسی تکلم می کردند. شهرهای عمدهٔ این ناحیت عبارت است از: فالکِرک، اِستِرلینگ، گرانج مَوث، کیلسیث، اِستنهوس میوئیر، دِنی و دونیپیس، پُلِ آلان، پُلِ بُنی. (از دائرةالمعارف بریتانیکا).
[ اِ ] (اِخ) نام کرسی کنت نشین موسوم بهمین اسم میباشد در سمت یمین، مقابل نهر فورث (که پلی هم دارد) و برابر خط آهن ادینبورگ و کلاسکو بکنتی پرت، در جلگه و دامنهٔ تپه و نزدیک کاخ معروف باستانی (کاخ استرلینگ که وقتی اقامتگاه سلاطین بزرگ اسکات بوده) واقع است و دارای زرادخانه و سربازخانه میباشد. خیابانهای شهر بسیار تنگ و کوی و برزنش غیرمنتظم است. در این شهر یک کلیسای قدیم بطرز گتی، و چندین کنیسه، شهرداری، زندان، انجمنهای علمی، موزهٔ فلاحت، دارالضعفا، بیمارستان، دارالضیافه، مدرسهٔ صنعت، کارخانه های منسوجات پنبه ای و پشمی، دباغخانه ها و کارخانهٔ مشروب سازی موجود است، دارای ۱۰۲۷۱ تن سکنه. بازار تجارت آن رونق دارد و همواره کشتی های کوچک در سواحل آن مشاهده میشود. (دائرةالمعارف میر).

کلمات هم‌قافیه با «استیرلینگ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نگ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید