معنی استیراب
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) استئراب. وامدار گشتن. قرضدار گردیدن. مدیون شدن. (منتهی الارب): اِستأرَبَ؛ استدان. (قطر المحیط). || مداجاة. مدارا کردن. || مغالطه. (از قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «استیراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر