معنی استیجاز
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) استئجاز بر وسادة؛ خم شدن بر آن و تکیه نکردن بدان: استأجز علی الوسادة؛ خم شد بر بالش و تکیه نکرد. (منتهی الارب). || استوجز الکلام؛ حذف ما فیه من الفضول. (المنجد).
کلمات همقافیه با «استیجاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر