معنی استیجار
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) استئجار. به مزد گرفتن مزدور را. بمزد فاستدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). به مزدوری گرفتن. به مزد خواستن کسی را: استأجرته؛ به مزد خواستم او را. || اجاره کردن. || اجاره داری. و استجاره به جای استیجار غلط است.
کلمات همقافیه با «استیجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر