معنی استیاک
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سِواک. مسواک کردن. مسواک زدن. دندان مالیدن. یقال: استاک زیدٌ. (منتهی الارب).[ اُ ] (اِخ) قوم فینی در سیبری غربی.
کلمات همقافیه با «استیاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر