معنی استکلاب
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) استکلاب رجل؛ بانگ کردن مرد همچون سگ تا سگان بشنوند و بانگ کنند و بدان براه و آبادی پی برد. (از منتهی الارب). || استکلاب کلب؛ آزمند و خوگر گوشت مردم شدن او. (از منتهی الارب). معتاد شدن سگ به گوشت آدمی.
کلمات همقافیه با «استکلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر