معنی استکتاب
5 بازدید
[ اِ تِ تا ] (ع مص) نوشتن فرمودن. (منتهی الارب). نوشتن چیزی خواستن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). چیزی نوشتن خواستن. نوشتن خواستن. (منتهی الارب). طلب نوشتن چیزی کردن. نویسانیدن. طلب نوشتن. بنوشتن داشتن. || کتابت کردن. نوشتن. (غیاث). - استکتاب کردن؛ نویساندن. - || استنساخ کردن.
کلمات همقافیه با «استکتاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر