معنی استووائین

معنی استووائین

6 بازدید
[ اِ تُ ] (فرانسوی، اِ) کلریدرات دامی لئین . گردی است سفید درخشان و در آب و الکل بخوبی حل میشود و چون محلول آن با جوشانیدن و حرارت اتوکلاو تجزیه نمیشود استریلیزه کردن آن بسیار آسان است. اثر مسکن استووائین اندکی کمتر از کوکائین است ولی به رگ فشار وارد نمیآورد و بکار بردن آن خطراتی برای بیمار ندارد. چکانیدن محلول آن چشم را مثل محلول کوکائین بیحس نمیکند. ولی تزریق آن در زیر ملتحمه بیحسی مداومی که بر بیحسی حاصل از چکانیدن کوکائین برتری دارد تولید میکند. مقدار استعمال: سمیت استوائین چهاربار کمتر از سمیت کوکائین است. میزان معمول استعمال آن دو تا ده سانتی گرم و حداکثر استعمال آن در یکبار هشت سانتی گرم و در بیست وچهار ساعت پانزده سانتی گرم است. معمولاً در هربار بیش از دو سانتی گرم آنرا بکار نمیبرند. موارد استعمال: این دارو بصورت شربت و قرص بعنوان ضد قی و برای تسکین دردهای معدوی و بصورت روغن در درمان زکام و بشکل شیاف برای تسکین دردهای بواسیر و شقاق مقعد تجویز میشود. محلول یک درصد آن برای بیحسی موضعی، در کحالی و دندانسازی بکار میرود و طلای محلول پنج تا ده درصد آن بگلو، دردهای آنژین را آرام میکند. امروزه تزریق زیرجلدی آن بعنوان بیحسی موضعی متروک شده و نووکائین جای آنرا گرفته است. (درمان شناسی تألیف محمدعلی غربی ج ۱ ص ۱۱۴، ۱۱۵).

کلمات هم‌قافیه با «استووائین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید