معنی استون
6 بازدید
[ اُ ] (اِ) بالار. ستون. (برهان). عماد. ساریة. (منتهی الارب). مخفف آن اُسْتُن. (جهانگیری). رجوع به استن شود. و معرب آن اسطوانه است : چارعنصر چاراستون قویست که بر ایشان سقف دنیا مستویست.مولوی.[ ] (اِ) بزبان گیلی اذخر را گویند و بدان دست شویند.
کلمات همقافیه با «استون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر