معنی استمهال
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) مهلت خواستن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). زمان خواستن. درنگی خواستن. طلب مهلت کردن. زمان طلبیدن. استنظار. - استمهال کردن؛ مهلت خواستن. زمان طلبیدن. مدت خواستن. || انتظار کشیدن. (مؤید الفضلاء).
کلمات همقافیه با «استمهال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر