معنی استمناء
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) استخراج المنی. (زوزنی). آب بیرون کردن خواستن. مشتو زدن. مشت زنی. خضخضة. استدعاء خروج المنی. (تاج المصادر بیهقی). بیرون کردن منی. || در ایام منیة درآمده شمردن ناقة را. (منتهی الارب). || به منی ََ رسیدن.
کلمات همقافیه با «استمناء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر