معنی استقیلا
4 بازدید
[ اُ تُ ] (اِخ) پهلوانی تورانی در لشکر افراسیاب. (برهان) (سروری) (مؤید الفضلاء): چو او بازگشت استقیلا چو گرد بیامد که با شاه جوید نبرد.فردوسی.
کلمات همقافیه با «استقیلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر