معنی استقران
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) توانستن کاری را. || توانا گردیدن. (منتهی الارب). || نرم شدن. (زوزنی). افزون گردیدن خون در رگ. (منتهی الارب). نرم شدن و بسیار شدن خون در رگ. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «استقران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر