معنی استفان
16 بازدید
[ اِ تِ ] (اِ) جوی. || نوعی تاج مکلل و مرصع که زنان بر سر بندند. (شعوری). در معجم الادباء چ مارگلیوث ج ۴ ص ۱۲۴ از اشعار حکم بن عبدل آمده است: لما علا صوته فی الدار مبتکراً کاشتفان یری قوماً یدوسونا. و مارگلیوث در حاشیه نویسد: استفان کلمة یونانیة و فارسیة معناها تاج. اینکه وی استفان را فارسی نیز دانسته ظاهراً متأثر از شعوری است و شاهدی بر آن یافته نشد و بر گفته های شعوری نیز اعتماد نیست.[ اِ تِ ] (اِخ) بیزانسی. یکی از دانشمندان روم. وی در اواخر قرن پنجم میلادی در قسطنطنیه میزیست و لغت نامه ای بسیار جامع در اعلام جغرافیائی تألیف کرده است که از سوءحظّ تنها یک نسخه از اختصار این اثر پربها و چند فصل از نسخهٔ اصلی آن باقی مانده است.[ اِ تِ ] (اِخ) او راست: ترجمهٔ کتاب مفردات دیسقوریدوس در اواسط قرن نهم مسیحی.[ اِ تِ ] (اِخ) او راست: ترجمهٔ کتاب مفردات دیسقوریدوس در اواسط قرن نهم مسیحی.[ اِ تِ ] (اِخ) یا استفانوس و نزد فرانسویان اتین . اصلاً از قوم یهود و یکی از دیاکوسهای هفتگانه ای است که از طرف حواریون انتخاب شده بودند. وی بتهمت اهانت به دین موسوی ۹ ماه پس از رفع مسیح از طرف قوم یهود در قدس سنگسار شد و عنوان قدیمترین شهدای نصارا یافت. ذکران وی ۲۶ کانون اول است.[ اِ تِ ] (اِخ) یکی از قیاصرهٔ قسطنطنیه. وی در سال ۹۱۹ م. از طرف پدر خود رمان اول با دو برادر خویش کریستف و قسطنطین به حکمرانی مشترک منصوب شده و سلطنت او تا ۹۴۵ م. ادامه داشت و در این تاریخ نفی بلد شد.[ اِ تِ ] (اِخ) به این اسم چهار پادشاه در مجارستان فرمانفرمائی کرده اند: ۱ -دوک چهارم، در سال ۹۹۷ م. جانشین پدر خود ژیزا گردیده و مجارها را بگرویدن به دین نصرانیت وادار کرد و بوضع قانون و ایجاد نظام کوشید و در اثر این خدمت در سال ۱۰۰۰ م. سیلوستر پاپ دوم ویرا بعنوان پادشاه مجارستان و رئیس روحانی مجارها شناخت و او تا سنهٔ ۱۰۳۸ م. حکمرانی کرد و در زمرهٔ اولیاء و مقدّسین نصارا درآمد. ذکران وی روز ۲ ایلول است. تاجی که از جانب پاپ برای استفان فرستاده شده بود تا این اواخر هم در تاجگذاری پادشاهان مجارستان بکار میرفت و یکی از اشیاء متبرکه محسوب میشد و امپراطریس ماریاترز در سنهٔ ۱۷۶۴ م. نشانی بدین نام احداث کرد. ۲ -ملقب به استفان کتابدوست. وی در سال ۱۱۱۴ م. جانشین پدر خود کُلُمان دوّم شد و مدت مدیدی دچار جنگ واندیک ها، لهستانیان، روسها و چک ها بود. و در آخر مغلوب ژان کمنن قیصر قسطنطنیه شد و رعایا بسبب مظالم او از وی متأذی و متنفّر بودند و چون بلاعقب بود تخت و تاج خود را به پسر عمّ خود «بلا»ی دوم تسلیم کرده رهبانیت گزید و در ۱۱۳۱ م. درگذشت. ۳ -پسر «ژیزا»یِ دوّم، یکی از سلاطین مجارستان. وی در سنهٔ ۱۱۶۱ م. جانشین پدر شد. در جنگ مانوئل کمنن با قیصر قسطنطنیه به واندیکها به هواخواهی قیصر شتافت. در این بین لادیسلاس و استفان دو عم وی غیبت او را مغتنم شمرده و تخت و تاج او را متصرف شدند ولی او بار دیگر در سال ۱۱۶۳ ملک موروث را استرداد کرد و تا سنهٔ ۱۱۷۳ م. بفرمانفرمائی پرداخت. ۴ -ملقب به استفان کومان. وی در سال ۱۲۷۰ م. جانشین پدر خود بلای چهارم شد و اوتوفار پادشاه چک ها را مغلوب کرده و از بلغارستان خراج میگرفت و در سنهٔ ۱۲۷۲ درگذشت.[ اِ تِ ] (اِخ) یکی از شهریاران لهستان ملقب به استفان باتوری. رجوع به باتوری شود.[ اِ تِ ] (اِخ) یکی از پادشاهان انگلستان. اصلاً از خاندان بلوآ مادر او دختر گیم فاتح بود... و با یکی از کنتهای بلوآ ازدواج کرده بود. مولد وی ۱۱۰۵ م. است و بهنگام وفات هانری اوّل پادشاه انگلستان بسال ۱۱۳۵ م. تخت و تاج آن مملکت را تصاحب کرد. ماتیلده دختر و وارث قانونی پادشاه متوفی و پسرش هانری به یاری عمّ خود داوید مدت مدیدی با او به مجادله و نزاع پرداختند. عاقبت استفان هانری را بسمت ولایت عهد شناخته در حکومت پابرجا ماند و در سنهٔ ۱۱۵۴ م. درگذشت.[ اِ تِ ] (اِخ) (قضای...) قضائی است که به انضمام ناحیهٔ «مع آق قیاچکلی» دارای ۳۸ پاره دهکده است. از طرف مشرق با قضای سینوپ و از جانب جنوب با قضای بویاباد و از سوی مغرب با قضای اینه بولی که به سنجاق کاستمونی ملحق میشود، محدود است محصولات آن حبوبات گوناگون، شاه بلوط و مقداری کثیر سیب است و آسیاهای متعدد دارد.[ اِ تِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز قضائی است بسنجاق سینوپ از ولایت کاستمونی در ساحل بحر اسود، در میان خلیج کوچکی که جهت غربی آن با دماغه ای مسدود است و در ۵۰ هزارگزی شمال شرقی کاستمونی واقع است و رودی در میان این قصبه جاری است و بدریا میریزد و تجارتی برونق دارد.
کلمات همقافیه با «استفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر