معنی استغیال
4 بازدید
[ اِ تِ غْ ] (ع مص) گوالیدن و بهم درپیچیدن درخت: استغیل الشجر. (منتهی الارب). || غیل خورانیدن بچه: استغیلت المرأة؛ غیل خورانید زن بچه را. (منتهی الارب). || با زن مرضع گرد آمدن. گرد آمدن خواستن با بچه شیرده. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استغیال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر