معنی استغنی
4 بازدید
[ اِ تِ ] (از ع، مص) ممالهٔ استغناء: گل زرد و گل دورو گل سرخ و گل نسرین ز درد و داغ دادستند ما را خط استغنی. منوچهری.
کلمات همقافیه با «استغنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر