معنی استغراب
9 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) سخت بخندیدن. (تاج المصادر بیهقی). نیک سخت بخندیدن. (زوزنی). مبالغه کردن در خنده. و اُستغرب، مجهولاً کذلک. (منتهی الارب). || غریب و عجیب آمدن. (زوزنی). عجیب و غریب شمردن. غریب آمدن. (تاج المصادر بیهقی). بعید شمردن. بعید داشتن. - استغراب کردن؛ مستبعد شمردن. استعجاب.
کلمات همقافیه با «استغراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر