معنی استعهاد
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) طلب پیمان و عهد کردن. || پیمان کردن با کسی: استعهد من صاحبه. || سوگندنامه یا بیع نامه نوشتن. || تاوان دادن کسی را از خود یا از نفس خود: استعهد فلاناً من نفسه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استعهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر