معنی استعفاف
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بازایستادن خواستن از حرام. || پارسائی کردن. بازایستادن از حرام. (منتهی الارب). عفت نمودن. پرهیزکاری کردن. || گرفتن شتر گیاه خشک را بزبان از بالای خاک و پاک کردن خاک آن.
کلمات همقافیه با «استعفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر