معنی استعراق
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) پیش آمدن حرارت را برای عرق کردن. پیش آمدن حرارت را جهت خوی کردن. (منتهی الارب). || رها کردن درخت بیخ را در زمین. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استعراق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر