معنی استعذاب
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) آب شیرین و پاکیزه خورانیدن. || پاکیزه شمردن. || پاکیزه و شیرین یافتن. (منتهی الارب). || خوش آمدن آب و دیگر چیزها. (تاج المصادر بیهقی). خوش پنداشتن آب را. خوش آمدن آب و آنچه بدان ماند. (زوزنی). || آب خوش کشیدن. (تاج المصادر بیهقی). || گذاشتن. (منتهی الارب): استعذب عن الشی ء؛ کفّ و ترکه. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «استعذاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر