معنی استعبار
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) اشک فروآوردن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). گریستن. اشک باریدن. جاری گردیدن اشک. (منتهی الارب). || اندوهناک شدن. (منتهی الارب). || خواب گزاردن بر کسی تا او تعبیر کند. خواب گزاردن بر کسی جهت تعبیر کردن وی. (منتهی الارب). خواب با کسی گفتن تا بگزارد. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «استعبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر