معنی استعار
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) افروخته شدن. (زوزنی). افروخته شدن آتش. برافروخته شدن آتش. || گر درافتادن به مساعر شتران. || بحرکت آمدن دزدان. || منتشر و فاش شدن حرب و بدی و شدت مرگامرگی و شدت هر چیزی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استعار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر