معنی استطباب
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) درمان پرسیدن از طبیب. طلب طبیب و دواشناس کردن. یقال: هو یستطبّ لوجعه؛ ای یستوصف الدواء ایها یصلح لدائه. (منتهی الارب). || وصف علاج کردن. (زوزنی). صفت علاج کردن. || علّت خواستن.
کلمات همقافیه با «استطباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر