معنی استضراب
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) استضراب عسل؛ سپید و سطبر گردیدن شهد. (از منتهی الارب). سپید شدن انگبین. (تاج المصادر بیهقی). ضرب شدن عسل، یعنی غلیظ و سفید شدن انگبین. || استضراب ناقه؛ گشن خواه شدن ماده اشتر. آزمند گشن گردیدن شتر ماده. (منتهی الارب). || فریب دادن کسی. (منتهی الارب). فریفتن.
کلمات همقافیه با «استضراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر