معنی استشفاف
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) ماورای چیزی را دیدن. (منتهی الارب). دیدن چیزی از پس چیزی شفاف: استشف الثوب؛ نگه کرد ماوراء آن را. (منتهی الارب). || دیدن.
کلمات همقافیه با «استشفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر