معنی استشزار
181 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) باشگونه تافته شدن ریسمان. (منتهی الارب). باشگونه تافته شدن رسن. || بلند شدن. (منتهی الارب). || باشگونه تافتن ریسمان را. (منتهی الارب). باشگونه تافتن رسن را. || بلند کردن. (منتهی الارب). || الاستشزار؛ الرفع و الارتفاع جمیعاً و منه غدائر مستشزرات فمن روی بفتح الراء جعله من المتعدی و من روی بالکسر جعله من اللازم و الباب یدل علی انفعال فی الشی ء علی الطریقة المستقیمة. (تاج المصادر بیهقی): غدائره مستشزرات الی العلی. امرؤالقیس.
کلمات همقافیه با «استشزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر