معنی استسهال
3 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) آسان شمردن. (تاج المصادر بیهقی). نرم و آسان شمردن. (منتهی الارب). آسان داشتن. || آسان گردانیدن. (منتهی الارب). آسان کردن. || آسان شدن خواستن. (زوزنی). || (اصطلاح طب) اسهال خواستن: و ربما احتیج الی الاستسهال و الایارجات الکبار. (قانون ابوعلی کتاب ثالث چ طهران ص ۸۹ س ۷).
کلمات همقافیه با «استسهال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر