معنی استسحار
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بسحرگاه رفتن. || بانگ کردن خروه در آن وقت [یعنی سحرگاه ]. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «استسحار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر