معنی استزلال
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بلغزیدن خواستن. (تاج المصادر بیهقی). لغزانیدن خواستن. لخشانیدن خواستن. (مجمل اللغه). || بلغزانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). لغزانیدن. (منتهی الارب). بر لغزش داشتن. قوله تعالی:{/B اِسْتَزَلَّهُمُ اَلشَّیْطََانُ .۹-۱۰۳:۱۵۵/} (قرآن ۳/۱۵۵). || بر گناه داشتن. (تاج المصادر بیهقی). || بلغزیدن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «استزلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر