معنی استرقاق
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بنده گرفتن. (زوزنی). ببنده گرفتن. (تاج المصادر بیهقی). بنده گرفتن کسی را. بنده کردن. طلب بندگی کردن. شخصی را بردهٔ خود قرار دادن (اصطلاح فقه). || تُنُک شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). تُنُک گردیدن. (منتهی الارب). || فرورفتن، چنانکه آب در زمین: استرق الماء؛ فرورفت آب بر زمین مگر اندک. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استرقاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر