معنی استرعاء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) نگاهبانی فرمودن کردن. (تاج المصادر بیهقی). نگهبانی کردن خواستن. (زوزنی). نگاه داشتن خواستن. (منتهی الارب). استحفاظ. نگاه داشتن و حفظ از کسی خواستن. نگاهبانی از کسی طلبیدن. || نگاهبانی کردن. (منتهی الارب). || استماع و گوش دادن طلبیدن. || بشبانی گرفتن. - امثال: من استرعی الذئب فقد ظلم.
کلمات همقافیه با «استرعاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر