معنی استرشاح
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) پروردن ستور خرد تا بزرگ شود. || انتظار گیاه کردن تا بلند و قابل چریدن گردد. انتظار گیاه کردن تا دراز شود و بچریدن آید. (منتهی الارب). || استرشاح بهمی؛ بلند و دراز شدن آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استرشاح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر