معنی استرجاع
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) انّا للََّه و انّا الیه راجعون گفتن. (منتهی الارب). انا للََّه و انا الیه راجعون گفتن در وقت مصیبت. (تاج المصادر بیهقی): و استکان و استرجع بعد ان ارتاع و تفجع. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۰۰)؛ ترجمهٔ آن: و فروتنی نمود و استرجاع کرد بعد از آن که غصه و نوحه بر او مستولی شده بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۰). فوقف بین الامر و النهی مسترجعاً. (تاریخ بیهقی ص ۳۰۰)؛ ترجمه: پس ایستاد در کشاکش امر و نهی استرجاع کنان. (تاریخ بیهقی ص ۳۱۰). || بازگرفتن چیزی را از کسی که به وی داده: استرجع منه الشی ءَ. (منتهی الارب). واپس گرفتن چیز بخشیده. داده را واپس خواستن. واگرفتن خواستن. چیز داده را واپس گرفتن. (غیاث). واگرفتن چیزی را که فراداده باشی. (تاج المصادر بیهقی). || بازگشتن خواستن. طلب رجوع کردن. || قابلیت ارتجاع. قوهٔ قبض و بسط.
کلمات همقافیه با «استرجاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر