معنی استرامادور
4 بازدید
[ اِ ] (اِخ) استرامدورة. نام دو ولایت بزرگ که یکی متعلق بدولت اسپانیا و دیگری متعلق به پرتغال است. نخستین ولایتی است قدیم در قسم غربی اسپانیا محدود از سمت شمال به سلمنکة و شراویلا و از مشرق طلیطله و قرطبه و از جنوب اشبیله و ولبه و از مغرب پرتغال. مساحت آن ۱۶۶۹۳ میل مربع است و کرسی آن شهر بطلیوس است و آن را کوهها از جمیع جهات احاطه کرده است و این جبال از یک سلسله تشکیل یافته و ولایت مزبور را از شرق به غرب قطع میکند. خاک آن بسیار حاصلخیز و اگر مردم آن بفلاحت و زراعت توجه داشتند غلهٔ آن ثلث سکنهٔ اسپانیا را کفایت میکرد ولی اراضی مهمل مانده جز اندکی از این سرزمین که در آن گندم و جو می کارند و از معادن آن نقره و مس و ارزیز و قصدیر و حجرالدم و ذغال سنگ است لکن هیچیک استخراج نمیشود. این شهر در زمان رومیان اهمیت بسزا داشت ولی پس از خروج عرب از آنجا رو به انحطاط گذاشت و مانند بلاد دیگر اسپانیا عایدات و سکنهٔ آن کم شد. اما استرامدورهٔ پرتغال در جهت غربی آن مملکت بین البیره و اقیانوس اطلس واقع است و مساحت آن ۶۰۸۷۲ میل و از شهرهای آن اشبونه (لیسبون) است و آن پایتخت است، دیگر لیریا و آن ناحیت دارای جبال بسیار و سلسلهٔ جبال سراوی استریلا آنرا قطع میکند و عده ای انهار وی را سیراب می سازد. محصول آن میوه ها و سبزی و از معادن آنجا مس و آهن و رخام و زغال سنگ و نمک است. زلزله های بسیار در این محل حادث شده و هوای آن گرم است. این دو ولایت پرتغالی و اسپانیولی بخشی از لوزیتانیا است که قوم لوتیونه در آن اقامت داشت و سپس قوم الینه بسال ۴۱۱ م. بر آن مستولی شد و آنگاه قوم سواف بسال ۴۲۰ م. آن را متصرف گردید و به سال ۴۷۷ ویزی گُت ها غالب شدند و بسال ۹۴ هـ . ق. عرب بر آنجا مسلط گردید و از سال ۱۳۹ هـ . ق. تا اوایل قرن چهارم هجری این دو شهر جزو خلافت قرطبه بود. (ضمیمهٔ معجم البلدان). و رجوع به الحلل السندسیه ج ۱ ص ۳۱۸ و ۳۲۰ شود.
کلمات همقافیه با «استرامادور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر