معنی استراط
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) فروخوردن لقمه و جز آن. سرط. فروگوارانیدن: لاتکن حلواً فتُسترط و لا مُرّاً فتعفی؛ نه چندان شیرین باش که ترا فروبرند و نه چندان تلخ که بدور افکنند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استراط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر