معنی استدلالی
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ص نسبی) منسوب به استدلال. || آنکه دلیل بر دعوی اقامه کند. || مجازاً، حکیم. کلامی. مقابل کشفی و شهودی : پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود.مولوی.
کلمات همقافیه با «استدلالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر