معنی استخوانربا
4 بازدید
[ اُ تُ خوا / خا رُ ] (اِ مرکب) همای بود. گویند که غذای او استخوان باشد. (جهانگیری). پرنده ایست که آنرا بعربی همای گویند و غذای او استخوان جانوران باشد. (برهان). استخوان خوار. استخوان رند، در این شعرها اشاره به این اسم هماست: غلیواج از چه میشوم است از آنکه گوشت برباید همای ایرا مبارک شد که قوتش استخوان باشد. عنصری. همای بر سر مرغان از آن شرف دارد که استخوان خورد و آدمی نیازارد.سعدی.
کلمات همقافیه با «استخوانربا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر