معنی استخبال
[ اِ تِ ] (ع مص) بعاریت خواستن، چنانکه شتری ماده را از کسی. طلب الاخبال. (تاج المصادر بیهقی): استخبلنی ناقة؛ ماده شتری از من بعاریت خواست. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استخبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر