معنی استحناک
[ اِ تِ ] (ع مص) بسیارخوار گشتن بعد کم خواری. (منتهی الارب). || استحناک عِضاه؛ برکنده شدن آن از بیخ. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استحناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر