معنی استحشاف
[ اِ تِ ] (ع مص) استحشاف اُذُن؛ خشک گردیدن گوش و ترنجیدن آن و همچنین است استحشاف زرع. (از منتهی الارب). || جامهٔ کهنه پوشیدن. (منتهی الارب). تحشُّف.
کلمات همقافیه با «استحشاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر