معنی استحثاث

معنی استحثاث

4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) برافژولیدن بر. (از منتهی الارب). برانگیختن بر کاری. (حبیش تفلیسی). حث. (زوزنی). || در شواهد ذیل از ترجمهٔ تاریخ یمینی استحثاث بمعنی استخراج و جمع آوری آمده است: ابوعلی نسفی را به استخراج وجوه و استحثاث اموال فراداشت تا دست ظلم و مصادره دراز کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۱۱). ابونصربن الحاجب محمود بدو [ابوالقاسم بن سیمجور] پیوست و هر دو دست بعیث و فساد و استحثاث اموال و مصادرات عمال و تخریب بلاد و تعذیب عباد برآوردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۷۳). ببوشنج رفت و عمال را به استحثاث اموال فراداشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۹۸). به اسفراین شد [منتصر] و خواست که به جبایت خراج و استحثاث معاملات آن نواحی انتفاعی یابد میسر نشد و امکان توقف نیافت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۲۰). حسن بن نصر را به استحثاث اموال و ترویج ابواب المال به نیشابور فرستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۳). بعضی را بنقد ادا کرد و سلطان به استحثاث باقی مسببان قرار داشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۳۶). وزارت به ابوالعباس داد و او به اثارت و استحثاث اموال دست دراز کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۸).

کلمات هم‌قافیه با «استحثاث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید