معنی استجمال
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) جمل گردیدن. (منتهی الارب). اشتر گشتن. (تاج المصادر بیهقی): استجمل البعیر.
کلمات همقافیه با «استجمال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر