معنی استجراح
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) عیب و فساد بیرون آوردن. عیب ناک شدن. تباه شدن. (تاج المصادر بیهقی). یقال: استجرحت هذه الاحادیث و کثرت؛ ای هی کثیرة و صحیحها قلیل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استجراح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر