معنی استجبار
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) درست و نیکوحال گردیدن. (منتهی الارب). || توانگر شدن. || تکبر و گردن کشی کردن. (غیاث).
کلمات همقافیه با «استجبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر