معنی استبذ
5 بازدید
[ اَ تَ بَ ] (پهلوی، ص، اِ) عنوان رئیس تشریفات دربار ساسانیان از زمان قباد. (ایران در زمان ساسانیان تألیف کریستنسن ترجمهٔ یاسمی ص ۸۵ و ۲۴۷).
کلمات همقافیه با «استبذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بذ» برای سرودن شعر