معنی استبحار
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) منبسط و فراخ گردیدن. || استبحار شاعر؛ پرگوی و پرسخن شدن شاعر. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استبحار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر