معنی استانه
3 بازدید
[ اَ نَ / نِ ] (اِ) به معنی استان است که جای خواب و آرامگاه باشد. (برهان) (جهانگیری): گوئی از توبه بسازم خانه ای در زمستان باشدم استانه ای. مولوی. || عتبه. جناب. آستانه : پشت خم داد و نهاد از قبل خدمت و عذر روی افروخته از شرم بر استانهٔ در.سنائی. یارت ای بت صدر دارد زآن عزیز است و تو زآن در لگدکوب همه خلقی که در استانه ای. سنائی.[ اِ نَ ] (اِخ) ناحیه ای بخراسان و یاقوت گوید گمان برم از نواحی بلخ است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «استانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر