معنی استانبول

معنی استانبول

6 بازدید
[ اِ تامْ ] (اِخ) (قدیم) قریهٔ کوچکی در قضای ایواجک از سنجاق بیغا، در هشت هزارگزی جنوب شرقی و در ساحل بحر. خرابه های شهر باستانی آلکساندریاتروآس در اطراف این قریه دیده میشود. در هنگام آبادی این ناحیت لنگرگاه مکملی هم داشته، اما امروز با ماسه پر شده است. (قاموس الاعلام ترکی).
[ اِ تامْ ] (اِخ) (بوغاز...) نام دیگر بوسفور. تنگهٔ تنگ و درازی است بطول تقریباً ۲۷ هزار گز در شمال شرقی شهر استانبول که اروپا را از آسیا جدا می سازد و دریای سیاه را با دریای مرمره متصل میکند. تنگ ترین محل این تنگه قسمت واقع بین روم ایلی و آناطولی است که ۵۵۰ گز وسعت دارد، و در بعض نقاط دیگر ۲۰۰۰ الی ۳۰۰۰ گز وسعت می یابد، قسمت واقع در جلو دماغهٔ سرای ۱۵۰۰ گز است. و از عجائب طبیعت، در مقابل هر دماغه و یا برجستگی یکی از دو ساحل، دماغه و برجستگی در ساحل دیگر واقع شده چنانکه هفت حوزهٔ متصل بهم از این دماغه ها بوجود می آید و در نتیجه این تنگه شکلی پیچاپیچ پیدا میکند و اینجا یک جریان دائمی موجود است از آن رو که دریای سیاه بوسیلهٔ چندین نهر از نهرهای بزرگ مانند دانوب، دنیپر، قزل ایرماق، و سقاریه، میاه حوزهٔ بسیار وسیع از اروپا و آناطولی را اخذ میکند و مازاد آب از راه این تنگه به دریای مرمره و از اینجا به دریای سفید جاری شده احداث جریانی دائمی می کند و در بعض دماغه های تنگه، این جریان بسیار شدّت دارد. آبی که این تنگه در هر ثانیه از دریای سیاه اخذ میکند بمقدار ۳۰۰۰۰ گز مکعب تخمین شده است لیکن از زیر آب به اندازهٔ نصف این مقدار یک آنافور (ضدّ جریان) بعمل می آید. طول ساحلی این تنگه در جهت روم ایلی ۳۱ هزار گز و در جهت آناطولی ۳۸ هزار گز است، و عمیقترین محلّ آن بعمق ۵۲ گز و عمق وسطی آن ۲۷ گز میباشد، و دارای لنگرگاه بسیار استواریست. تنگترین موضع آن مقابل قوردچشمه است. طرفین این تنگه بسیار دلکش و باصفاست. طبیعت از تپه های سبز و خرّم فرش زمردین درین نقاط گسترده است. بر فراز بعض آنها باغهای با طراوت و نضارت و کاخهای عالی دیده میشود و تمام دامنه ها و سواحل از عمارات زیبا و اقامت گاههای تابستانی خرّم پوشیده است. روستاهای طرفین ساحل را در کلمهٔ استانبول شرح دادیم. برای محافظه و نگهداری این تنگه دو دژ در تنگترین نقاط آن از زمانهای قدیم ساخته اند، یکی از اینها بنام حصار آناطولی و دیگری به اسم حصار روملی معروف میباشد، حصار واقع در ساحل آناطولی از آثار عهد سلطهٔ مردم بندقیه (ونیز) است، و یلدیرم سلطان بایزیدخان آن را ضبط و تعمیر کرده، و حصار واقع در ساحل روم ایلی از طرف فاتح سلطان محمدخان مجدداً بنا شده است، در اندرون تنگه در نقاط لازمهٔ آناطولی و روم ایلی استحکامات و دژهای جدید عصری احداث شده است.
[ اِ تامْ ] (اِخ) (خلیج...) خلیج قسطنطنیه. نام قدیم آن «خریسون کراس» آلتون بوینوز و به فرانسه کرن در یعنی شاخ زرّین میباشد. خلیج تنگ و درازیست که از یک سو در بین استانبول و ایوب و از جانب دیگر در میان غلطه، ترسانه، و خاصکوی واقع شده و محفوظترین نقطهٔ لنگرگاه استانبول میباشد. دهانهٔ این خلیج در بین سرای برونی و توپخانهٔ برونی جای دارد و رفته رفته تنگ گشته بشکل شاخی بسوی شمال غربی امتداد می یابد. طول آن قریب ۶ هزار گز و عرضش در مدخل ۱۰۱۰ گز و پس از آنکه بتدریج تنگ میشود، بین دو پل تا ۹۰۰ گز وسعت مییابد و سپس در بین امتداد بسوی مصبّ کاغذخانه تدریجاً تنگتر میشود و در جلو اسکلهٔ ایوب آب آن بسیار کم عمق است، در انتهای متمایل بشمال شرقی این خلیج، رود کاغذخانه جریان دارد. در امتداد دو ساحل این آب چمنهای کاغذخانه جلوه گری میکند. اینجا زیباترین تفرّج گاههای استانبول است مخصوصاً در موسم بهار طراوت و خضارت خاصی دارد. یک کاخ سلطنتی و یک جامع و یک باغ بسیار عالی در این مکان هست. رود کاغذخانه از جانب جنگل بلگراد می آید و در مقابل مزرعهٔ آیاس آغا نهر پاشا دره سی به وی می پیوندد که از سوی شمال این مزرعه جریان دارد، پس از ورود به چمن کاغذخانه نهر علی بک دره سی نیز بدو متصل میشود. در مواضع نزدیک به مصب این نهر، لایهای خوب و مناسب برای سفال پزی و آجرپزی جمع می شود و لذا در اطراف آن چند کورهٔ سفال و آجر تأسیس شده است. زیبائی خلیج استانبول مشهور جهان است. شعرا و نقاشان معروف اروپا الهامات بسیار از این خلیج یافته و بمهارت صنعتکاری مجسم ساخته اند. جغرافی دانهای قدیم عرب تنگهٔ استانبول را گاهی بنام «خلیج قسطنطنیه» یاد کرده اند ولی خلیج حقیقی همین است که ما ذکر کردیم. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «استانبول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید