معنی استاعلم
5 بازدید
[ اُ عَ لَ ] (اِ مرکب) پارهٔ دزدیدهٔ خیاط. - استاعلم کردن؛ دزدیدن خیاط، قسمتی از جامهٔ نابریده را. رجوع به استادعلم شود.
کلمات همقافیه با «استاعلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر